کتاب الکترونیکی: دلایلی برای زنده ماندن اثر مت هیگ
Reasons to Stay Alive Novel by Matt Haig
کتاب دلایلی برای زنده ماندن به قلم مت هیگ نویسنده پرفروش نیویورک تایمز، روند بهبودی یک افسردگی شدید را از زبان خودش که این بیماری را پشت سر گذاشته، روایت میکند. این اثر به عنوان نامزد نهایی جایزه کتاب سال واتراستونز انتخاب شده است.
معرفی کتاب دلایلی برای زنده ماندن
کتاب دلایلی برای زنده ماندن به قلم مت هیگ نویسنده پرفروش نیویورک تایمز، روند بهبودی یک افسردگی شدید را از زبان خودش که این بیماری را پشت سر گذاشته، روایت میکند. این اثر به عنوان نامزد نهایی جایزه کتاب سال واتراستونز انتخاب شده است.
درباره کتاب دلایلی برای زنده ماندن:
از هر 5 نفر یک نفر به افسردگی مبتلاست! آمار تکان دهندهای که نیازمند تأمل بیشتر بر این بیماری و عواقب نگران کننده آن نظیر خودکشی است. در کتاب شگفتانگیز دلایلی برای زنده ماندن (Reasons to Stay Alive) شاهد نبرد مت هیگ (Matt Haig) با افسردگیاش خواهید بود. او راهکارها و تجربیات زیستۀ خود در مورد افسردگی را با زبانی صمیمانه به اشتراک میگذارد.
مهمترین نکتهای که مت هیگ در این کتاب بر آن تأکید دارد، تأثیر قدرت عشق ورزیدن و دوست داشته شدن است. او به صراحت اعلام میدارد که یکی از عوامل مؤثر در غلبهاش بر این بیماری خانمانسوز، عشق و حمایت خانوادهاش بوده است.
یکی از جذابترین نکات این کتاب که آن را کمی با آثار انگیزشی دیگر متفاوت میسازد، بحث و گفتگویی جنجالی است که نویسنده میان خود اکنون و خود پیشینش ارائه میدهد. در حقیقت خود پیشین نماینده روحیه افسرده و ناامیدانه است که دائما به همه چیز نگاه منفی دارد و خود اکنونش نسخۀ بهبودیافته و امیدوار به زندگی است که ارزش حقیقی زندگی را در یافته است.
نکوداشتهای کتاب دلایلی برای زنده ماندن:
– صادقانه و به طرز شگفتآوری خندهدار. مت هیگ یادآوری میکند که هر چقدر زندگی ناامید کننده به نظر برسد اما در واقعیت هرگز چنین نیست. (نیویورک تایمز)
– این کتاب دلایل زنده ماندن برای همه کسانی که با افسردگی دست و پنجه نرم کردهاند را به زیبایی شرح میدهد. خواندن این کتاب برای تمام کسانی که از افسردگی رنج میبرند ضروریست. (Book Reporter)
– بدون شک این کتاب ناجی زندگی بسیاری از افراد خواهد بود. (Amanda Craig)
خواندن کتاب دلایلی برای زنده ماندن به چه افرادی پیشنهاد میشود؟
تمامی علاقمندان کتابهای انگیزشی و افرادی که احساس پوچی و ناامیدی میکنند را به خواندن این اثر الهام بخش دعوت میکنیم.
با مت هیگ بیشتر آشنا شویم:
روزنامهنگار و نویسنده بریتانیایی، مت هیگ جولای 1975 در شهر شفیلد متولد شد. وی در سن 24 سالگی به افسردگی شدیدی مبتلا گشت که سالیان سال تحت نظر پزشک قرار داشت و در نهایت توانست بیماریاش را شکست دهد. مت از شیوه مقابلهاش در برابر این بیماری در کتاب حاضر سخن میگوید. او که مؤلف آثار برجستهای همچون «چگونه زمان را متوقف کنیم؟» و «انسانها» است یکی از موفقترین و پرفروشترین نویسندگان نیویورک تایمز و آمازون به حساب میآید.
جملات برگزیده کتاب دلایلی برای زنده ماندن:
– و در پایان این ادامهی زندگیست که شجاعت بیشتری میطلبد، نه خودکشی. (آلبر کامو)
– آنگاه که طوفان به پایان میرسد، به خاطر نمیآوری چطور آن را از سر گذراندی و چگونه زنده ماندی. در حقیقت حتی مطمئن نیستی که آیا واقعاً طوفان تمام شده یا نه. اما در یک نکته شک و تردیدی نیست؛ از طوفان اگر جان سالم به در ببری، دیگر همان شخص طوفانزده نیستی. تنها حکمت نهفته در طوفان همین است و بس. (هاروکی موراکامی)
– با اینکه قلبت شکسته خواهد شد؛ تو با دلشکستگی تاب خواهی آورد و ادامه خواهی داد. (لرد بایرون)
-دقیقاً همان زمانی که گمان میکنید وقت استراحت کردن ندارید، زمان استراحتتان است و به آن نیازمندید.
در بخشی از کتاب دلایلی برای زنده ماندن میخوانیم:
در دورهی مصرف دیازپام و قرصهای خواب، حتی سر سوزنی بهبودی در خود احساس نکردم. درواقع میزان بیماریام به همان شدت قبل بود. گمان میکنم نهایت زور قرص آن بود که مختصری مرا کُند کند. قرصهای خوابآور سرعت ذهنم را اندک کاهشی میدادند، ولی خودم خوب می دانستم که تغییر خاصی رخ نداده است. دقیقاً همانند چند سال بعد که از نو به نوشیدن روی آوردم؛ از خود بیخود شدن، مختصری میزان اضطرابم را کاهش میداد و من به آن دلخوش بودم. اما همهی مدت متوجه بودم اضطراب، کمی آنسوتر، با یک بغل خماری انتظارم را میکشد.
اینکه با دارودرمانی ضدیت به خرج دهم و از این طریق، خودم را جار بزنم حقیقتاً خواستهی قلبیام نیست؛ چون میدانم برای برخی از مردم این شیوه پاسخ میدهد. در برخی موارد داروها چنان از شدت درد و رنج میکاهند که حقیقتاً باعث ایجاد فرایند بهبودی میشوند. در دیگر موقعیتها دارودرمانی به منزلهی یک راهکار نسبتاً بلندمدت عمل میکند. بسیاری از مردم بدون دارو قادر به زندگی نیستند. اما دربارهی من وضع به شکل دیگری بود. پس از حملهی هراس و وحشتی که به من دست داد و منشأ اثر آن صرف دیازپام بود، چنان از دارودرمانی هراسیدم که برای بهبود افسردگیام، هرگز داروی مشخص و معینی مصرف نکردم. (اما برای حملهی هراس و وحشت و نیز اضطراب، از دارودرمانی روی برنگرداندم.)
شخصاً خوشحالم که بدون دارودرمانی و تنها با ممارست خودم، بیماریام را بهبود بخشیدم. اینکه بدون داروی بیحسوحالکننده، میبایست درد و رنج خود را لمس میکردم به این معنا بود که میباید دردم را به درستی و دقت می شناختم و نسبت به هر تغییر مثبت و منفی کوچکی در ذهنم، هوشیار میبودم.
- نویسنده
- مترجم
- ناشر
-
زبان
فارسی