اپلیکیشن کتاب بوک
دیوید گاگینز در کتاب نمیتوانی به من آسیب بزنی که یکی از پرفروشترین آثار نیویورک تایمز و سایت آمازون به شمار میآید، قصد دارد تا زندگینامه خودش را به عنوان کسی که با وجود کودکی تلخ، با تلاش بسیار توانست به یک ورزشکار برجسته در دنیا و یکی از چهرههای پرقدرت نیروهای مسلح آمریکا مبدل شود، به تصویر بکشد.
کتاب نمی تونی به من آسیب بزنی نوشته دیوید گاگینز است که با ترجمه منا زنگنه منتشر شده است. کتاب نمی تونی به من آسیب بزنی به شما مدیریت ذهن و غلبه بر غیرممکنها را یاد میدهد.
دیوید گاگینز، دونده اِلترا ماراتون و رکورد دار سابق جهان برای بیشترین تعداد پول آپ در ۲۴ ساعت است. او در قالب یگان ویژه نیروی دریایی ایالات متحده فعالانه در جنگهای افغانستان و عراق خدمت کرده است. اما حقیقت زندگی این فرد موفق چیز دیگری است. او در کودکی بسیار ترسو بوده و البته بخش زیادی از زندگیاش اضافه وزن بالایی داشته است. اما یک تصمیم زندگیاش را تغییر میدهد، در ۳ ما ۴۵ کیلوگرم از وزنش را کم میکند و تبدیل به فردی میشود که میخواهد.
نویسنده درباره خودش میگوید زندگی روی خوشش را به من نشان نداده بود. من فقیر به دنیا آمده بودم و با بدبختی بزرگ شده بودم. در مدرسه شکنجه میشدم و همیشه مرا کاکاسیاه صدا میزدند. ما فقیر بودیم و با کمک دولت و در خانهٔ دولتی زندگی میکردیم. من افسردگی گرفتم. ما در ته چاه بودیم و آیندهٔ روشنی پیشرو نداشتم.
شاید شما دوران کودکی بهتری نسبت به نویسنده داشتید و یا حتی اکنون بهتر از او زندگی کنید؛ اما مهم نیست که چه کسی هستید، پدر و مادر شما چه کسانی هستند و یا بودند، کجا زندگی میکنید، شغلتان چیست، چقدر درآمد دارید؛ اما بدانید که تنها با ۴۰ درصد از تواناییهای خود زندگی میکنید. این کتاب به شما کمک میکند توانمندیهای خود را بشناسید و برای موفقیت قدم بردارید.
این کتاب را به تمام کسانی که در زندگی به دنبال موفقیت هستند پیشنهاد میکنیم.
دیوید گاگینز، دونده استقامت و نویسنده آمریکایی، از کودکی در شرایطی دشوار رشد کرد. پدر الکلی و محیط خشن خانوادگی، شخصیت او را به فردی مقاوم و مصمم تبدیل کرد. دوران نوجوانی گاگینز با مشکلات لکنت زبان و ترک تحصیل همراه بود، اما او با ارادهای قوی مسیر زندگیاش را تغییر داد. پیوستن به ارتش و مواجهه با چالشهای سنگین، نقطه عطفی در زندگی او بود. گاگینز با غلبه بر چاقی و ترس از آب، به سربازی نمونه در نیروی دریایی تبدیل شد و مدالهای افتخارآمیزی همچون ستاره نقرهای را کسب کرد.
او بعدها به نویسندگی و سخنرانی روی آورد. کتابهای نمیتوانی به من آسیب بزنی و هرگز تمام نشد، با روایت زندگی پرتلاطم و روشهای غلبه بر مشکلات، میلیونها خواننده را جذب کرده و در صدر پرفروشترین آثار خودیاری قرار گرفتهاند. رکوردهای ورزشی گاگینز، مانند ۴۰۲۵ کشش در ۱۷ ساعت، نشاندهنده قدرت بینظیر اوست. حضور در پادکستهای معروفی چون Impact Theory و جو روگن، دیدگاههای انگیزشی او را به جهانیان معرفی کرده است. دیوید گاگینز نماد شکستناپذیری و تغییر از درون است.
سال ۱۹۸۱، کلاس اول بودم. من در کلاسها میخوابیدم؛ نه اینکه درسها برایم سخت باشد ـ حداقل نه در آن مقطع ـ بلکه نمیتوانستم بیدار بمانم. صدای آوازگونهٔ معلم برایم حکم لالایی را داشت. دستهایم را مانند یک بالشت روی میز میگذاشتم. روزی وقتی معلم مچم را گرفت، کلماتش همچون زنگ ساعتی بود که خاموش نمیشد. بچههای کوچک شبیه اسفنج، مفاهیم را با سرعت زیادی به خود جذب میکنند و از همان ابتدا مهارتهایی همچون خواندن، نوشتن و ریاضیات در آنها پایهریزی میشود؛ اما ازآنجاییکه من شبها کار میکردم، صبحها بر روی چیزی جز بیدارماندن نمیتوانستم تمرکز کنم.
زنگهای تفریح و ورزش داستان کاملاً متفاوتی داشت. آسانترین بخش آن، این بود که حواسم را جمع کنم و سختترین بخش پنهانشدن بود. نباید اجازه میدادم بلوزم کنار میرفت، نباید شلوارک میپوشیدم. زخمها همچون پرچم قرمزی بودند و باید آنها را پنهان میکردم؛ زیرا میدانستم که تعدادشان بیشتر هم خواهد شد. تازه، حداقل برای مدتی در زمین بازی و یا در کلاس احساس امنیت میکردم. زیرا تنها جایی بود که او دستش به من نمیرسید حداقل بهصورت فیزیکی. وضعیت برای برادرم هم در طول شش سال دبستان و سال اول دبیرستانش نیز به همین ترتیب ادامه داشت. او نیز باید زخمهایش را پنهان میکرد و دور از چشم همه چرت میزد، و زمانیکه زنگ میخورد، تازه زندگی واقعی ما شروع میشد.
از ویلیامز ویل تا محلهٔ ماستن در شرق بوفالو با ماشین تقریباً نیم ساعت راه بود. این دو محله یک دنیا باهم تفاوت داشتند. در شهر ماستن، مانند شرق بوفالو، کارگران سیاهپوست زندگی میکردند و وجههٔ خوبی نداشت. در اوایل سالهای ۱۹۸۰، اکثر ساکنینش سیاهپوست بودند. در آن زمان، کارخانهٔ فولاد بیتلحم، هنوز فعال و بوفالو جزو آخرین شهرهای مهم استخراج فولاد بود. اکثر مردهای شهر، سیاهپوست و سفیدپوست کارهای خوبی با درآمد بالا داشتند، تجارت در ماستن رونق داشت. البته برای پدرم وضعیت همیشه خوب بود.
-هر روز باید برای زندگیتان برنامهریزی کنید؛ انگار که در یک مأموریت بیستوچهار ساعته قرار دارید.
-قرار میگیرید، قبل از تأثیرگذاشتن بر روان دشمن، باید دشمن درونی خود را شکست دهید. به این معنی که باید پاسخ به یک سؤال ساده را تمرین کنید تا روحیهتان بالا بماند: «چرا من اینجا هستم؟» باید از قبل جواب آن را آماده کنید، تا بتوانید در آن لحظهٔ تعیینکننده قضاوت نادرست ذهن خود را نادیده بگیرید و ادامه بدهید. علت آمدن خود به این مبارزه را بدانید تا بتوانید در مبارزه باقی بمانید! هرگز فراموش نکنید که تمام دردهای فیزیکی و روانی، ابدی نیستند! بالاخره همهچیز تمام میشود. به درد بخندید تا بعد از یکیدوثانیه محوشدن آن را ببینید. اگر بتوانید این کار را انجام بدهید و ثانیهها را به
-وقتی از جایی عبور میکنید، جایی که زمانی شما را به چالش کشیده، احساس میکنید که در جنگ پیروز شدهاید. اما گول این سراب را نخورید. گذشته و عمیقترین ترسها، وقتی به خواب میروند، دوباره با قدرت بیشتری شکوفا میشوند. باید حواستان جمع باشد.
-میتوان از هرچیزی که شما را نکشد گذشت
کالاها
دسته بندی ها